ابراهيم عاملي ( موثق )

7

تفسير عاملي ( فارسي )

كشف : آنجا كه درياى فارس و درياى روم تلاقى ميكنند . محمّد بن كعب گفته است اسم آن طنجه است ، ابىّ بن كعب گفته است : افريقيه است ، بعضى گفته - اند : مقصود از « البحرين » دو درياى مغرب و مشرق است كه زمين را فرا گرفته‌اند . و بعضى گفته‌اند : مقصود جاى ارتباط و اتّصال آب شور و شيرين است ، و گفته‌اند : مقصود دو درياى علم است كه موسى و خضر باشند . فخر : در الفاظ اين جمله نشانه اى بر تعيين اين دو دريا نيست و اگر بخبر صحيح چيزى معيّن نشد بهتر اين است كه از سخن گفتن در اين مطلب خوددارى شود . تفسير حسينى نوشته : و آن ملتقاى بحر فارس و روم بوده گويند آن موضع آخر بقعه ى او است ، و در زاد المسير طنجه ى مغرب آورده و در بند شروان نيز گفته‌اند . تنوير المقباس ابن عبّاس : گوارا و شور كه درياى فارس و روم است . بيضاوى : مجمع البحرين آنجا است كه دو درياى فارس و روم از سوى مشرق بهم ميرسند . برهان : محمّد بن مسلم از امام باقر و صادق عليهما السّلام نقل كرده است : بموسى زنبيلى ماهى نمكسود دادند كه اين ماهى تو را به آن كس كه مىخواهى راهنمائى خواهد كرد ، در نزديك چشمه ى مجمع البحرين كه هر مرده اى به آن برسد زنده مىشود و آن را چشمه ى زندگانى مينامند . تفسير واضح از محمود حجازى : آن دو بحر اسود و ابيض هستند ، و اردن و قلزم هم گفته‌اند . آلوسى : ابو حيّان گفته است : مقتضاى سخن ابن عطيّه اين است كه مجمع البحرين دو سوى بيابان شام است و گفته‌اند بحر قلزم است و بحر ازرق . « 1 »

--> ( 1 ) استاد ما مرحوم شعرانى فرموده است « مناسبتر آن مينمايد كه آن تنگه اى بوده است در حوالى شام و فلسطين ميان درياى قلزم و بعض خليجهاى آن ، يا جائى نزديك درياى روم ، يا بحر الميت و خليجى متّصل به آن و فروع آن » . ( مصحح )